خانه / مقاله ها / مدل ديناميك جهت مديريت جامع منابع آب در نواحي خشك و كم آب ايران

مدل ديناميك جهت مديريت جامع منابع آب در نواحي خشك و كم آب ايران

waterجكيده :

در پهنه گسترده اي از نواحي خشك و كم آب ايران تنها منبع تامين آب بخشهاي مختلف، ذخيره آبهاي زيرزميني است. باتوجه به محدوديت اين منابع و رشد شتابان بخشهاي اقتصادي و اجتماعي كه افزايش قابل توجه تقاضا براي آب را بدنبال دارد، مديريت منابع آب در اين نواحي اهميت ويژه اي مي‌يابد زيرا در اكثر اين نواحي تقاضا براي آب بيش از نرخ تجديد آب است و چنانچه بهره برداري اضافي جهت ارضاي تقاضا ادامه يابد، مالا نه تنها با كاهش كمي و كيفي بيشتر ذخاير آب زيرزميني روبرو خواهيم بود، بلكه امكان تامين آب مورد نياز بخشهاي اقتصادي و اجتماعي وجود نداشته و حيات اين مناطق با بحران روبرو خواهد شد.

دشت بيرجند در جنوب استان خراسان با وسعت ۳۱۵۰كيلومترمربع، جمعيتي حدود ۲۰۰۰۰۰ نفر يعني يك چهارم جمعيت ۷ شهرستان مهم منطقه خراسان جنوبي را در خود جاي داده است . اين مساله و تمركز بخش اعظمي از فعاليتهاي اقتصادي، صنعتي و جايگاه سياسي اتي بزرگترين شهر جنوب خراسان يعني بيرجند در شرق كشور، مساله دسترسي به منابع آب پايدار را جهت رشد و توسعه فعاليتها در همه زمينه ها را در اين دشت بسيار حياتي نموده است. دشت بيرجند از سال ۱۳۶۰ با افت سفره آب زيرزميني روبرو شده و اين روند تا بحال روبه تشديد بوده، بطوريكه متوسط افت سفره از ۲۱ سانتيمتر در سالهاي ۷۸- ۱۳۶۰ به‌حدود ۵۰ تا ۶۰ سانتيمتر در سالهاي ۷۸ به بعد بعلت بروز خشكسالي رسيده است . از اينرو چنانچه تمهيدات موثري براي خلاصي از عدم توازن سفره بعمل نيايد، باتوجه به خشكساليهاي اخير در آينده نه چندان دور بحران كم آبي آثار و پيامدهاي سوئي بر فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي خواهد گذاشت.

 هدف از ارائه اين مقاله معرفي يك مدل جهت مديريت منابع آب در نواحي خشكي مانند دشت بيرجند و نواحي همگون جغرافيايي آن ميباشد.  در اين مدل با شناخت اجزاء، متغيرها و روابط آنها به توصيه راهكارهاي لازم اصلاحي جهت تعادل در ورود و خروج آب از سفره زيرزميني دشت اقدام شده  تا از اين طريق با دستيابي به مهمترين عامل طبيعي در حيات بتوان فرصتهاي رشد و توسعه آتي دشت را بيمه ساخت.

حجم تخليه آب از سفره هاي زيرزميني دشت بيرجند حدود ۱۳۰ ميليون مترمكعب مي باشد كه ۱۱۹ ميليون متر مكعب در بخش كشاورزي، ۱۰ ميليون مترمكعب در بخش شرب شهري و روستايي و حدود يك ميليون مترمكعب در بخش صنعت مصرف ميشود. در حاليكه در مقابل تقاضاي فوق ميزان ورودي به سفره حاصل از نفوذ ريزشهاي جوي، آب بازگشتي بخش كشاورزي و چاههاي جاذب واحدهاي مسكوني حدود ۹۱ ميليون متر مكعب مي باشد. اين بدان معناست كه سالانه با ۳۸ ميليون متر مكعب كسري سفره روبرو ميباشيم. عدم توازن بيشتر سفره در خشكساليها كه تزريق طبيعي آب باران به سفره دچار افت شده در حاليكه تقاضاي بخشهاي مختلف همچنان روند روبه تشديد دارند، بحران را جديتر مي سازد. بنابراين براي رهايي از اثرات  منفي كمبود آب بايد رفتار متغيرها و اجزاء مدل را با سياستهاي موثر اصلاحي بهينه نمود. برنامه هاي اصلاحي در بخش تغذيه سفره بايد براستفاده هرچه بيشتر از نزولات جوي بالاخص روانابهاي فصلي باتوصيه گسترش پروژه هاي متنوع آبخيزداري جهت استفاده از حجم نزولات ۷۰۰ميليون مترمكعب آبريز دشت بيرجند استوار باشد و در بخش خروجي از سفره باتوجه به حجم مصرف حدود ۱۲۰ ميليون مترمكعب در بخش كشاورزي برروي اصلاح روشهاي آبياري، كنترل برداشت از چاههاي عميق و نيمه عميق، تغيير در الگوي كشت و حتي تغيير در قيمت آب كشاورزي بنحويكه مصرف آب را براي بهره برداران بعنوان يك عامل باارزش در هزينه توليد بگنجاند و موجبات كاهش مصرف را فراهم آورد، متمركز باشد. چه بسا فعاليت گسترده در اين بخش از سوي ديگر از هزينه هاي فعاليتهاي آبخيزداري در بخش ورودي سفره نيز بكاهد. همچنين در بخش آب مصرفي در شهر بيرجند ايجاد سيستم فاضلاب شهري، تصفيه پس‌آبها و مصرف آب در فعاليتهاي كشاورزي قابل ذكراست، هر چند خريد برخي چاههاي كشاورزي با كيفيت و كميت مناسب شرب ميتواند در برنامه هاي تامين آب مورد نياز آتي شهر نيز قرار گيرد زيرا منابع آب دشتهاي پيرامون بيرجند وضعيت  اميدواركننده اي از نظر انتقال آب مورد نياز از خارج از دشت را ندارد.

 مقدمه:

هرچند بشر براي تامين نيازهاي خود، با تكنولوژي و پيشرفت فرهنگي  توانسته است انرژي بيشتري را از طبيعت بخدمت گيرد اما در چند دهه اخير در بهره‌برداري از منابع طبيعي به افراط رفته و متاسفانه عليرغم اطلاع از محدوديت منابع و آگاهي از عواقب ناخوشايند و بعضا نابودكننده روشهاي بهره‌برداري خود از منابع طبيعي، در اصلاح و درك واقعيتي كه ممكن است گرفتار آن گردد، برخورد علمي و منطقي جدي نكرده است.

   از جمله اين منابع محدود طبيعي آبها هستند كه هر منطقه جغرافيايي نظر به شرايط محيطي خود بنحوي از ان استفاده مي‌نمايد. در اكثر نواحي ايران بعلت حاكميت شرايط خشكي تنها آبهاي زيرزميني موجبات فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي را فراهم ساخته است. در بسياري از اين مناطق رسوخ تكنولوژي بهره‌برداري از ذخاير آبي در اعماق زمين جهت تامين مصارف كشاورزي، رشد سريع شهرنشيني و توسعه صنايع بتدريج نرخ بهره‌برداري از منابع آب را بيش از نرخ تجديد آن گردانده و اين بهره‌برداريهاي اضافي موجب بروز مشكلاتي گرديده است. بسياري از دشتها جهت بهره برداري ممنوعه اعلام شده اند. در حال حاضر از ۷۹ دشت استان خراسان ۶۲ دشت و از ۲۳ دشت تحت پوشش مديريت منابع آب شهرستان بيرجند، ۱۶ دشت ممنوعه ميباشد. درهر صورت بهره‌برداي اضافي نه تنها تجديد آب استحصال شده را ممكن نمي‌سازد، بلكه بروز دوره‌هاي خشكسالي موجبات كاهش شديد ذخاير آب شده كه تامين مصارف بخشهاي اقتصادي و اجتماعي را با مشكل مواجه ساخته و ممكن است اين فعاليتها را با ركود و حتي حيات اين مناطق را با بحران روبرو نمايد. براي جلوگيري از وقوع چنين بحراني مساله مهم در اين مناطق مديريت منابع آب است كه از طريق اتخاذ سياستهاي چندجانبه بتوان ميزان استحصال آب از منابع آب زيرزميني را با نرخ تجديد آن برابر گرداند.

   هدف از ارائه اين مقاله معرفي مدلي جهت مديريت منابع آب در نواحي خشكي همانند دشت بيرجند و نواحي همگون جغرافيايي آن كه در حال حاضر با مشكل عدم توازن سفره آب زيرزميني روبرو هستند، ميباشد. از طريق اتخاذ روشهاي بهينه در بخشهاي مختلف مدل، ذخيره پايداري از آب جهت جريان رشد و توسعه فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي پديد آمده و نگراني در مورد آينده تا حدود زيادي مرتفع خواهد شد.

 روش تحقيق:

در این مجموعه با مشاهده وضعیت و بحران های موجود استان و بااستناد به آمار و اطلاعات جمع آوری شده از سازمان های مرتبط در همین راستا و با استفاده از مراجع، کتب و یافته های تحقیقاتی و پژوهشی به ارزیابی و ارائه
راهکار های اصلاحی پرداخته شده است.

 طرح مساله:

بخش اعظمي از نواحي مركزي، جنوب و شرق كشور كه در گستره پهناور اراضي خشك و نيمه خشك قرار گرفته بعلت برداشت بي‌رويه از سفره‌هاي زيرزميني با مشكل عدم تعادل روبرو شده است. چنانچه اين روند ادامه يابد، نه تنها بتدريج كيفيت آب استحصالي نامطلوب بلكه مساله كمبود آب و بي‌آبي نيز تشديد خواهد گرديد. دشت بيرجند نيز بعنوان مهمترين دشت جنوب خراسان از نظر تمركز جمعيت، موقعيت شهرنشيني، تمركز فعاليتهاي اقتصادي(فعاليتهاي صنعتي، كشاورزي، خدماتي) و نظامي از سال ۱۳۶۰ بعلت تشديد استفاده از منابع آب زيرزميني با افت متوسط سفره آب (حدود ۲۱ سانتيمتر) روبرو ميباشد. آخرين گزارشات اخذ شده از مطالعات آب شهرستان در سال ۱۳۸۰ نشانگر افت سفره آبي در بعضي عرصه‌هاي هيدرولوژيكي حدود ۵۰ تا ۶۰ سانتيمتر است كه كمبود باران و خشكسالي چندساله اخير موجب آن بوده است. از اينرو چنانچه تمهيدات لازم و موثري براي موازنه سفره اتخاذ نگردد، بحران بي‌آبي در سالهاي آتي و ركود بخشهاي اقتصادي و اجتماعي در آن جدي خواهد بود.

 ويژگيهاي علمي كاربردي مدل طراحي شده:

          1.          مطرح نمودي يكي از مهمترين مشكلات مبتلابه بخش پهناوري از كشور و جامعيت مدل ارائه شده براي رفع مساله.

          2.          برخورد علمي و جامع با مساله تحقيق ضمن ارائه روشهاي بهبود و اصلاحي در متغيرهاي مدل.

          3.          نمايش ساده و جامع برآيند دو جريان خروجي و ورودي به سيستم آب زيرزميني كه منتج به وجود يا عدم وجود بحران آب در ناحيه خواهد شد.

          4.          برانگيختن افكار متخصصين و محققين رشته‌هاي مختلف علوم در بخشهاي گوناگون مدل جهت ارائه روشهاي اصلاحي.

          5.          جهت دهي ادارات  و ساير نهادهاي اجرايي در هماهنگي برنامه‌ها و مشاركت در امور با بخش مديريت آب منطقه.

          6. مطرح نمودي بخش آب بعنوان اصليترين محور در تعيين استراتژي بلندمدت توسعه اقتصادي و اجتماعي نواحي خشك و حاشيه كويري كشور.

 شرح مدل:

مدلي كه جهت بررسي چگونگي پيدايش بحران آب در نواحي خشك و حاشيه كويري كشورمان كه صرفا تكيه بر ذخاير آب زيرزميني ميباشد در شكل صفحه بعد نشان ………….

 

دریافت متن کامل مقاله

پیشنهاد مطالعه

مدیریت پایدار منابع طبیعی مبتنی بر مشارکت جوامع محلی

مدیریت پایدار منابع طبیعی مبتنی بر مشارکت جوامع محلی(تجربه موفق پروژه بین المللی – RFLDL …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *